خرید بک لینک
تاریخ تولدش رامرور میکردم برای اینکه تمام احساسم را به اونشان دهم وباهزار ذوق وشوق برایش هديه اي خریدم میدانم که خوش سلیقه گی نکردم برای اینکه تنهایی از یه جایی به شهر اوبیایم وتازه روزش راقشنگ بیاد دارم بارانی چقدر روز زیبایی بود ،بعد ازاینکه برایش هدیه ناقابلی خریدم تماس گرفتم اومد ومن توماشین تقد

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

روزها کلافه میشوم چقدر کاروچقدر خستگی روزانه به روی شانه هایم فشار می آورد هجوم فکرهای آشفته ،پدر کلمه ناب زندگی کسی که جوانی اش را به پای جوانه زدنم ریخت،هرکسی قصه زندگی جداگانه ای برای خود دارند منم همینجور... اکنون که همگیمان از کنارش به سمت وسویی رفته ایم و اکنون میبایست راحت به زندگی روزمره شان

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

یک روز می رسد با خودت قرار می گذاریخودت را می بری یک دل سیر می گردانیاندازه ی تمام سال هایی که با خودت نبودی برای خودت وقت می گذاریدست خودت را میگیری می روی یک کافهبرای خودت دو فنجان قهوه سفارش می دهیتلخ تلخ تلخشروع می کنی به حرف های جدی زدنگذشته چه بوده ، حال چگونه میگذرد و از خودت در آینده چه

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

چندوقتی بود که میخواستم مطلبی بزارم ولی بهونه ای وجود نداشت تاینکه امروز بوجود آمد. بقول خودش که میگه میخواستم تماس بگیرم ولی جور نمیشد شامل حال منم می شد،روزها میخواستم مطلبی که خوشایند دلم باشه را بزارم ولی جور نمیشد.خلاصه امروز طلسم تماس شکسته شد البته خیلی دل دل کردم تا اینکه گوشی را برداشته وشم

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

سلام ،حلول ماه مبارک رمضان به همه تبریک میگم (التماس دعای فراوووووووووووووووووووون) وقتی اسم خان هفتم به میون میاد یه جورایی بنظر میرسه که همه چی حله ولی برای من کاملا برعکس بود. خرداد هم برایم غم دارد وهم شادی غمش برای از دست دادن توست اما شادیش برای متولد شدن دخترم . فروردین شیرین ترین ماه برایم ب

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

شب 21 شب تلخی بود تو حال وهوای خودم بودم وبدلایلی توخونه خیلی شب تلخی بود ولی گذشت در همین حین که داشتم دعای جوشن میخوندم یه دفعه صدای هشدار پیام به گوشم خورد گوشیم برداشتم دیدم که وااااااااااااااااااای خدای من ... خوشحالم کردی خیلی زیاد کمی آروم گرفتم. هرچند میدونی باز برای شفای بابام دعا کن . بابت

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

امروز باکلی کار همش تویادم بودی تااینکه زنگت زدم هنوزم به راحتی که باید باشم نبودم میدونم پیش نیم خیس عرق شده بود نمیدونم خجالت بود یا اینکه شرمنده گی .جالب اینجاست که وقتی تصمیم میگیرم تماس داشته باشم کلی برای خودم حرف ردیف میکنم که بهت بزنم ولی کلمه اول و که میگی همه حرفام یادم میره فقط میشم سرتاپ

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

سلام.عیدت مبارک روزگاربر آدمیت چیره میگردد,انسان بودن یاماندن چقدر سخت ودشواراست ,انتخاب اینکه بدباشی یاخوب باشی حتی اگر بد باشند چقدر جانکاه است...روزهایی برعمرخود میبینی که فکرشم نمیکردی ,بعضی مواقع ازهمان که میترسیدی به سرت می آید.خواب به چشمانم نمی آید چه کرده ای باخود ازهمه بریدم روزگارغریبی اس

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

تولدت با تولد اقا یه روز شد محمد متین گلم تولدت مبارک خداوندتورا به ماهدیه داد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 4:21 توسط هستی |

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

در این تقدیر چه حکمتی نهفته است...

این سوال رابارها از خودم میپرسم؟؟؟؟؟

تنبیه سختی است!!!خدا خودش هم میداند.

دنیای عجیبی است ,هرچه بیشتر سکوت کنی بیشتر رنجیده میشوی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:18 توسط هستی |

برچسب: نویسنده: کیانوش مقدم تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:56

صفحه بندی